من میخوام یک اشک تو باشم به چشمان تو به دنیا بیام به روی گونه هات زندگی کنم به روی لبهات بمیرم Ich möchte eine Träne von Dir sein: in deinen Augen zur Welt kommen, auf deinen Wange
نوشته شده در جمعه 1386/10/07 توسط روح الله رسولی | لينك ثابت
|
هرگاه شعله مي گيري از بيرون تا درونم ازمي دانم تا نمي دانم هايم را زير و زبر مي کني عجيب تر آنکه هرگزدرمن غروب نکرده اي چه شامگاهان، چه روزهاي ابري در من باريده اي بيش از آنچه آسمان بر زمين در من ريشه داري از چشم تا دل خورشيد را مي دانم که آتش است تو را نه او هر روز غروب مي کند وتو هر لحظه در من مي
نوشته شده در جمعه 1386/10/07 توسط روح الله رسولی | لينك ثابت
|
خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن!
نوشته شده در جمعه 1386/10/07 توسط روح الله رسولی | لينك ثابت
|
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونت بودیم واسه تو یه عمر اسیر توی این خونه بودیم ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود قصه چشمای تو واسه ما تکراری نبود ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود دل ما لایق اینکه بندازی زمین نبود
نوشته شده در جمعه 1386/10/07 توسط روح الله رسولی | لينك ثابت
|
تقدیم به بهترین کسی دوستش دارم ع_ز
نام:عاشق نام خانوادگی:عاشقانه شهرت:معشوق دوستار:عاشقان تخصص:لاو بازی محکوم به:اسیر قلب شما اتحام:عاشقی آخرین کلام......................دوست دارم