اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم من درد جدا بودن بر گور عیان کردم افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم
من گریه نخواهم کرد
من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد
فریاد زنم فریاد:
من عشق نمی خواهم معشوق نمی خواهم
می خندم و می رقصم
فریاد زنم فریاد :
اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم
من درد جدا بودن بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم
اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم
امروز چنان دیروز
افسوس نخواهم خورد
من یادگرفتم عشق
بیگانه نمی داند
لیکن به دل شادم
سر مشق کنم امروز
لیکن به دل شادم
نیای خودم گرم است
من دوست نمی خواهم....
نوشته شده در شنبه 1387/01/10 توسط روح الله رسولی | لينك ثابت
|
تقدیم به بهترین کسی دوستش دارم ع_ز
نام:عاشق نام خانوادگی:عاشقانه شهرت:معشوق دوستار:عاشقان تخصص:لاو بازی محکوم به:اسیر قلب شما اتحام:عاشقی آخرین کلام......................دوست دارم